khabar-mohamadi

mohamadiنگاهی به گذار صنعتی کشور در طول دهه‏های اخیر حقایقی را از منظر عدم توجه به اصول پایه‏ای توسعه صنعتی و رقابت‏پذیری اقتصادی نشان ‏می‏دهد که ریشه بسیاری از آنها در نگاه تک بعدی، سخت‏افزار محور و تولیدمحور به صنعت و توسعه صنعتی است. از دهه 1340 که موج گسترش فعالیت‏های تولیدی و صنعتی در اقتصاد کشور شکل گرفته است، همواره دغدغه اصلی دستیابی به توان تولیدی از طریق کسب سخت‏افزارهای مورد نیاز برای تولید صنعتی بوده‏ است، غافل از اینکه دستیابی به این فناوری‏های سخت نمی‏تواند تضمین‏کننده دوام و رقابت‏پذیری صنعتی و تولید پایدار و رقابتی در کشور باشد. بارها و‌ بارها به نوسازی سخت‏افزارهای تولیدی خود از صنایع مختلفی مانند نساجی، فولاد، خودروسازی و… از طریق حمایت‏های دولتی پرداخته‏ایم و منابع کشور را در چاهی ریخته‏ایم که انتها ندارد. غفلت از جنبه‏های نرم‏افزاری و توجه نکردن به دانش ضمنی مورد نیاز برای تولید و صنعت رقابت‏پذیر همیشه نقطه ضعف این توسعه صنعتی بوده است. در چنین شرایطی همیشه کمترین توجه به ابعاد مدیریتی و سازمانی مورد نیاز برای توسعه صنعتی بوده است. باید به این موضوع توجه کنیم که دستیابی به بهترین و بالاترین سطح از سخت‏افزارهای موجود در کشورهای توسعه یافته نیز نمی‏تواند تضمین‏کننده رقابت‏پذیری بین‏المللی باشد. سال‏هاست تلاش ما برای کسب توان سخت‏افزاری شرکت‏های پیشرویی مانند زیمنس، پژو، گراندیک و… بدون در نظر گرفتن ایجاد قابلیت‏های لازم برای برندینگ، بازاریابی، تجاری‏سازی، ایجاد سازمان‏های یادگیرنده و مهم‌تر از همه ورود به مشارکت‏های بین‏المللی و زنجیره تولید و توزیع جهانی نتوانسته است صنعتی‏سازی اقتصاد ایران را رقم بزند.


بررسی تجربه کشورهای پیشرو نشان می‏دهد در کنار شرکت‏های بزرگ یا در دل خود این شرکت‏ها معمولا وجود شرکت‏های بزرگ و موفق مشاوره مدیریت و تجاری‏سازی نقشی حیاتی داشته‏اند. تصور توسعه صنعتی آمریکا بدون وجود شرکت‏های مشاوره بزرگی مانند مک‏کینزی، BCG، بین، ای دی لیتل و دیگران غیر ممکن است. تجربه کشورهای در حال توسعه‏ای که رشد سریع و جهش اقتصادی داشته‏اند نیز موید همین موضوع است. اسلاوو رادورویچ در کتاب بسیار اثرگذار خود «انتقال تکنولوژی بین المللی و جهش اقتصادی» به چهار عنصر کلیدی در توسعه سریع کشورها با رشد سریع اشاره می‏کند: همکاری‏های بین‏المللی قوی؛ شکل‏گیری شرکت‏های بزرگ و هلدینگ‏های قوی؛ نظام مالی قوی و در نهایت وجود مشاوره دانشی و بازاری قوی. این موضوع به وضوح در تجارب کشورهایی مانند کره‏جنوبی، چین، هند، برزیل قابل بررسی است. وجود شرکتی بزرگ مانند گروه تاتا در هند پیوند نزدیکی با شکل‏گیری و اثرگذاری شرکت خدمات مشاوره‏ای تاتا که هم‏اکنون در رتبه‏بندی مجله فوربس در شرکت‏های ارائه‌دهنده خدمات نرم‏افزاری در میان ده شرکت اول است، دارد. از سوی دیگر با نگاهی به اقتصاد صنعتی کشور می‏توان دریافت که بخش عمده‏ای از شرکت‏ها توان بازاریابی و تجاری‏سازی دستاوردهای خود را ندارند همچنین قواعد بازی در تراز بین‏المللی را به ویژه در فراسوی مرزها ندارند. به ویژه در این برهه که کم‏کم فضای رقابت بین‏المللی به کشور ورود خواهد کرد، آماده‏سازی شرکت‏های ایرانی برای حضور در این عرصه و شناخت رویه‏ها، روتین‏ها و قابلیت‏های لازم برای جهش و رقابت‏پذیری بسیار حیاتی و مهم شده است.

از این رو باید این شرکت‏ها را با ابعاد نرم و مدیریتی چنین فضایی آشنا و قابلیت‏های لازم را در آنها ایجاد کرد. برای این منظور تقویت و توسعه شرکت‏های مشاوره‏ای مدیریتی و به ویژه ارائه‏دهندگان خدمات تجاری‏سازی بدون شک راهکاری مهم در این گذار فناورانه، صنعتی و اقتصادی خواهد بود. این گذار ناگزیر نیازمند ابزارهایی است که لزوما قابل خرید و فروش در قالب کالای سرمایه‏ای قابل مبادله نیستند و باید در مکانیزم‏های تعامل و یادگیری بلندمدت به دست آیند. این شرکت‏های مشاوره‏ای از طریق ایجاد مشارکت‏های بین‏المللی با شرکت‏های بزرگ مشاوره‏ای بین‏المللی برای دستیابی به اطلاعات روز بازار جهانی و شناخت رفتارهای رقابتی از رموز موفقیت در این عرصه خواهد بود. در این میان انتظار می‏رود که این شرکت‏ها بتوانند قابلیت‏های مقتضی را در خود ایجاد کنند تا پشتیبان نظام صنعتی کشور برای رقابت‏پذیری بین‏المللی باشند. ترازیابی و شناخت قابلیت‏های مختلف شرکت‏های پیشرو؛ هوشمندی فناوری، تجاری و کسب و کار؛ مشاوره‏های انتقال و همکاری فناورانه؛ مشاوره برای ورود به بازارهای هدف صادراتی؛ ارزش‌گذاری دارایی‏های معنوی و واسطه‏گری دانش و فناوری به عنوان مهم‏ترین قابلیت‏های این شرکت‏ها در این دوران خواهد بود که می‏تواند شرکت‏های ایرانی را برای رفتار در تراز بین‏المللی و ورود به زنجیره‏های تولید و توزیع جهانی آماده کند. البته شکل‏گیری چنین نوع نگاهی نیازمند تغییر در فضای اقتصادی کشور و افزایش اهمیت رقابت‏ در عرصه اقتصاد از یکسو و مهم‌تر از آن تغییر در نگاه مدیران صنعتی و صاحبان صنایع و سیاست‌گذاران صنعتی کشور به مقوله تولید صنعتی در کشور است. نگاهی که در آن دستیابی به توان تولیدی صرف هدف نیست، بلکه ایجاد قابلیت‏ها و توانمندی‏های پایدار مبتنی بر فناوری و نوآوری برای رقابت‏پذیری بین‏المللی هدف نهایی است.

 

دکترمهدی محمدی
مدیرعامل شرکت مدیریت فناوری آینده اندیشان و عضو هیات علمی دانشکده مدیریت دانشگاه تهران

منبع: روزنامه دنیای اقتصاد

http://donya-e-eqtesad.com/news/1057921